محل تبلیغات شما



یکی از راحت ترین کارا تو دنیای این روزای ما اینه که بستری شی توی یه تیمارستان،هی دارو بها بدن هی بخوابی،یه چند ساعتی تو افتاب بشینی،بعدم دوباره بخوابی،

سیگارم آزاد،هرچند تا بخوای،

بی خبر از دنیا،

هیچ خبری از هیچ جا نداشته باشی،بی موبایل،

هیچ انتظاری ازت نداشته باشن،

حتی دوستت نداشته باشن،

خوب یا بد بودن حالتم هیچ فرقی به حالشون نداشته باشه،

چی شد که رویامون شد این؟


خیلی تلاش می کنم وانمود کنم یک دختر امروزی هستم،شبیه همه،نیستم خوب

چه زوریه؟

جاموندم از همه جا

خجالت برای چی؟

 

*شعرها خودشون به ذهنم میان،

*دلم نمی خواد با کسی حرف بزنم و این دایره هر روز وسیع تر می شه


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

طلق مه شکن کاپرا طلق چراغ روی آینه کاپرا